تبليغاتX
دل پیچه - چرا من اینقدر کوچک هستم که در خیابانها گم می شوم...............
حس می کنم حالم خوب نیست... حس می کنم قراره بمیرم ...حس می کنم دارم می میرم ....زندگی یهو وارونه شده ...چقدر روزا خواب زنده به گورو می بینم....روحم ساییده شده و انگار هیچ دارویی هم جواب نمی ده...متلاشی شدم ...حتی تکرار روزهای خوب بیشتر از همیشه منو به یاد روز های تلخ میندازه...اونقدر ذهنم درد می کنه که خودزنی های دستامو نمی فهمم....دیگه گرمای هیچ دستی گرمم نمی کنه...خیلی وقته یخ زدم....ضعیفتر از اونم که به جایی چنگ بندازم....

+ نوشته شده در شنبه یکم تیر 1387ساعت 22:27 توسط آرزو |